تجربه هستی در حوالی واژه ها
یادداشت ها

چگونه در پازل آموزش، آینده درخشان در کنار خلاقیت و نوآوری جفت نمی شود؟

 از مغازه نبش بازار که بیرون آمدیم من دیگر صاحب یک روپوش زیبا بودم. از آن روز تا وقتی برای اولین بار پا به حیاط بزرگ دبستان بنت‌الهدی گذاشتم، هرروز و در چند نوبت به معبد کوچک خود در اتاق مادر سری می‌زدم تا مبادا مراسم باشکوه تماشای آن روپوش …

ادامهٔ متن
خاطره بازی

پلان‌هایی تابستانی از یک زندگی

پلان اول: حیاط خانه پدربزرگ، توپ قرمزرنگی روی دست بچه‌ها در گردشی بر فراز حیاط خانه از این‌سو به آن‌سو می‌رود. گاهی در آغوش بچه‌ها جای می‌گیرد و فریاد شادی آن‌ها را به هوا می‌برد و گاهی اما با برخورد به قسمتی از بدنشان، آن‌ها را راهی بیرون می‌کند. آن‌ها …

ادامهٔ متن
یادداشت ها

داستان‌ها در شکل‌گیری مناسبات انسانی چه نقشی دارند؟

حرف‌ها راهی برای ورود به دنیای پررمزوراز اندیشه‌ها، باورها و آرزوهای آدمی هستند؛ تمامی آنچه می‌توان در یک کلام آن را جهان‌بینی فردی خواند. یکی از رایج‌ترین مکان‌هایی که این تبادل تفکرات کم یا زیاد در آن اتفاق می‌افتد دنیای کوچک تاکسی‌ها هستند. معمولاً آغازکننده این سیر گفتگو پخش خبری …

ادامهٔ متن
معاشرت با کتاب ها

یک روش ساده، اما کاربردی برای مهار حس نگرانی

روزی دریافتم چه راحت با نگرانی های ریز و درشتی که در سبد ذهنم می ریزم، وجودم را دستخوش تنش های بی مورد می کنم. از این وضعیت بسیار خسته بودم؛ بنابراین سعی کردم با مطالعه و به کارگیری روش های پیشنهادی موجود در کتاب ها و برنامه های مختلفی …

ادامهٔ متن
پرسش های مهم

تفکر زیستی چیست و چرا باید آن را بشناسیم؟

مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود. پشت در نشست و منتظر شد، ساعتی بعد در را باز کردند، تا خواست وارد شهر شود، جمعی او را گرفتند و دست‌بسته به کاخ پادشاهی بردند؛ هر چه التماس کرد که مگر …

ادامهٔ متن
یادداشت ها

ایرانی اصل!

چند روز پیش بود که پدرم پنکه قدیمی جهیزیه مادرم را به تعمیرکاری سپرد. وقتی او برای باز پس گرفتن پنکه به مغازه تعمیرکار رفت، تعمیرکار در اهمیت ارزش پنکه قدیمی ما گفته بود که این پنکه ژاپنی اصل است و مدل مشابه آن را سال گذشته، کسی به‌واسطه او، …

ادامهٔ متن
معاشرت با کتاب ها

مثل خواننده کتاب نخوانید!

استعاره، تشبیه و هر آنچه متون را زیباتر می کرد دوست داشتم، اما زمانی که داستان می خواندم، به قدری محو قصه می شدم که بخشی و گاهی همه ی زیبایی های قلم نویسنده از چشمم دور می ماند. می خواستم زودتر از ماجرا سر در بیاورم. در واقع از …

ادامهٔ متن
پرسه در دنیای هنر هفتم

«هیچ‌کس احمق نیست مگر اینکه خودش این‌طوری فکر کند!»

این جمله، شاه‌کلید زندگی یک معلول ذهنی به نام فارست گامپ بود. او این جمله را از مادرش به یادگار داشت. نگرشی که در این جمله ساده نهفته است، باعث شد تا فارست علی‌رغم تمسخر اکثر آدم‌های اطرافش از تلاش بازنایستد و در زندگی موفق باشد. درواقع رفتار خانم گامپ …

ادامهٔ متن
خاطره بازی
5

اسطوره ادبیات کودکان در ایران، از الف داستان، اینکاره بود!

اسطوره ادبیات کودکان در ایران پس از انقلاب به ویژه دهه‌های ۶۰ و ۷۰ هجری خورشیدی، با اسامی مستعاری چون الف. اینکاره و میم. پسرخاله فعالیتش را در حوزه نویسندگی آغاز کرد. منوچهر احترامی هم‌زمان با خروج رضاشاه از ایران در ۱۳۲۰ در شرق پایتخت به دنیا آمد و با …

ادامهٔ متن
پاره فکر
3

تنهایی، بدون احساس تنهایی!

مرگ تنهایی است بدون احساس تنهایی. شاهرخ مسکوب تنهایی، بدون احساس تنهایی را بسیار دوست دارم. چیزی به‌راستی رشک‌برانگیز است، البته در صورت موجود بودن در این جهان خاکی. تنهایی فرصت گران‌بهای خلوت کردن با خود است، اما کمی که می‌گذرد، احساس تنهایی به اریکه احساسی سرزمین ذهن هجوم می‌آورد …

ادامهٔ متن
دل نوشته
3
میهمان ناخوانده

درد، پر صداترین بی صدای هستی است. میهمانی ناخوانده که گاه تک و تنها قدم بر خانه تن می گذارد و گاهی با تمام اهل و عیال و فرزندان کوچک و بزرگش قدم رنجه می کند. تنها که می آید می شود با کمی خواب و شاید یک قرص، آرامش …

دل نوشته
نامه ها عاشق می شوند!

نامه ها با واژه ها هستی می یابند و واژه ها بر تن نامه ها جاودانه و عزیز می شوند. آنقدر که حتی پس از گذشت سال ها بارها و بارها رد نگاهی مشتاق را بر خود احساس می کنند و همچنان می توانند قلبها را به تپش در آورند. …

دل نوشته
روح من در دوردست راز

۱، ۲، ۳،……،۱۰ انگشت، ۲ بال و ۱۰ پر، همه ی آنچه برای پرواز، برای رقصیدن در آسمان بی کران گیتی و برای باز تاباندن انوار درونت داری. این بال ها چنان با تو هماهنگ اند که گویی تمام عمر مشق می کرده اید. با هم دختری شده اید با …

دل نوشته
3
به قافله سالار عشق و صبر و معرفت

سوگنامه کربلا پادزهر زمان است؛ در درازای تاریخ، شانه‌به‌شانه قرن ها، در لابه‌لای سطور کتاب‌ها و در نوای حزن‌انگیز تعزیه همواره بر یادها جاری می‌شود تا آزادگی و شرافت زنده بماند. روایت این حماسه سترگ، شخصیت بی‌مثالی می‌طلبید و خداوند تو را برگزید. تو که در برابر غم پهلوی شکسته …

یادداشت ها

چگونه در پازل آموزش، آینده درخشان در کنار خلاقیت و نوآوری جفت نمی شود؟

 از مغازه نبش بازار که بیرون آمدیم من دیگر صاحب یک روپوش زیبا بودم. از آن روز تا وقتی برای اولین بار پا به حیاط بزرگ دبستان بنت‌الهدی گذاشتم، هرروز و در چند نوبت به معبد کوچک خود در اتاق مادر سری می‌زدم تا مبادا مراسم باشکوه تماشای آن روپوش …

خاطره بازی

پلان‌هایی تابستانی از یک زندگی

پلان اول: حیاط خانه پدربزرگ، توپ قرمزرنگی روی دست بچه‌ها در گردشی بر فراز حیاط خانه از این‌سو به آن‌سو می‌رود. گاهی در آغوش بچه‌ها جای می‌گیرد و فریاد شادی آن‌ها را به هوا می‌برد و گاهی اما با برخورد به قسمتی از بدنشان، آن‌ها را راهی بیرون می‌کند. آن‌ها …

یادداشت ها

داستان‌ها در شکل‌گیری مناسبات انسانی چه نقشی دارند؟

حرف‌ها راهی برای ورود به دنیای پررمزوراز اندیشه‌ها، باورها و آرزوهای آدمی هستند؛ تمامی آنچه می‌توان در یک کلام آن را جهان‌بینی فردی خواند. یکی از رایج‌ترین مکان‌هایی که این تبادل تفکرات کم یا زیاد در آن اتفاق می‌افتد دنیای کوچک تاکسی‌ها هستند. معمولاً آغازکننده این سیر گفتگو پخش خبری …

معاشرت با کتاب ها

یک روش ساده، اما کاربردی برای مهار حس نگرانی

روزی دریافتم چه راحت با نگرانی های ریز و درشتی که در سبد ذهنم می ریزم، وجودم را دستخوش تنش های بی مورد می کنم. از این وضعیت بسیار خسته بودم؛ بنابراین سعی کردم با مطالعه و به کارگیری روش های پیشنهادی موجود در کتاب ها و برنامه های مختلفی …