روح من در دوردست راز

دل نوشته

۱، ۲، ۳،……،۱۰ انگشت، ۲ بال و ۱۰ پر، همه ی آنچه برای پرواز، برای رقصیدن در آسمان بی کران گیتی و برای باز تاباندن انوار درونت داری. این بال ها چنان با تو هماهنگ اند که گویی تمام عمر مشق می کرده اید. با هم دختری شده اید با گوشواره ای از مروارید، داوودی شده اید از پیکر سنگ، الهه ای که ناز است، و ماهی با جفت خیالیش. گل و بوته هایی شده اید که محراب الجایتو نام گرفتند، بزی که در جام شوش جاودانه شد و غزلی از آرامش، آرامشی که بی روی تو به سراغم نمی آید….

و این ها همه تنها رایحه ای از غنچه های شکفته پر افتخار نسل های رفته ی توست.

روح من، اکنون تو چگونه می خواهی خود را بر صحنه هستی به یادگار بگذاری؟
بالهایت مدت هاست بی تاب پرواز اند.
شتاب کن.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دل نوشته
3
میهمان ناخوانده

درد، پر صداترین بی صدای هستی است. میهمانی ناخوانده که گاه تک و تنها قدم بر خانه تن می گذارد و گاهی با تمام اهل و عیال و فرزندان کوچک و بزرگش قدم رنجه می کند. تنها که می آید می شود با کمی خواب و شاید یک قرص، آرامش …

دل نوشته
نامه ها عاشق می شوند!

نامه ها با واژه ها هستی می یابند و واژه ها بر تن نامه ها جاودانه و عزیز می شوند. آنقدر که حتی پس از گذشت سال ها بارها و بارها رد نگاهی مشتاق را بر خود احساس می کنند و همچنان می توانند قلبها را به تپش در آورند. …

دل نوشته
3
به قافله سالار عشق و صبر و معرفت

سوگنامه کربلا پادزهر زمان است؛ در درازای تاریخ، شانه‌به‌شانه قرن ها، در لابه‌لای سطور کتاب‌ها و در نوای حزن‌انگیز تعزیه همواره بر یادها جاری می‌شود تا آزادگی و شرافت زنده بماند. روایت این حماسه سترگ، شخصیت بی‌مثالی می‌طلبید و خداوند تو را برگزید. تو که در برابر غم پهلوی شکسته …