چرخ رنگارنگ هستی

زیبایی آفرینش

رنگ خلقت بی بدیل الهی است. تنوع بی نظیرش را در پهنه هستی و در گردش زمین به خوبی می توان به تماشا نشست. در خنکای بهار و در رقص و پایکوبی طبیعت، رنگ های شاد در گل های بنفشه، رزهای هفت رنگ و سنبل ها، سبز روشن و زنده برگ ها و در صورتی و سفید شکوفه های سرمست نشسته بر بلندای درختان، هستی و ساکنانش را به این جشن بزرگ می خوانند. در تابستان همه چیز رنگ پخته گی به خود می گیرد. برگ ها در گرمای سوزان این روزهای بلند، گویی آفتاب سوخته شده اند. شکوفه ها هم لباس عروس خود را از تن به در کرده و اکنون جامه های رنگارنگ زندگی را برگزیده اند؛ ارغوانی آلبالوها، بنفش انجیرها و زرد درخشان گلابی ها تنها قطره هایی از این دریا هستند.
شهریور تمام می شود و سال به نیمه پا می گذارد. سرما نرم نرمک دامنش را همه جا می گسترد و طبیعت لباس گرم می پوشد؛ درختان انجیر، زرد را بر می گزینند و خرمالوها در میوه و برگ یکپارچه نارنجی پوش می شوند. انار و پرتغال و موز نیز گویی همه در گرمای رنگ جامه شان، از سرما می گریزند، اما در این میان به و کیوی انگار سوز بیشتری احساس می کنند، چرا که پالتوهای پرزدار به تن دارند. پاییز که به ماه آخرش می رسد، نم نم غزل خداحافظی را زیر لب زمزمه می کند. حالا کم کم چرخ گیتی به نقطه آغازین خود نزدیک می شود و نوبت زمستان می رسد. دیگر دفتر فصل ها برگ های آخر خود را ورق می زند. هستی در زیر باران، جان را تازه می کند و با دانه های زیبای برف سفید پوش می شود تا تو بنویسی در این ایام رفته چه کردی. خود را برای شروع دفتر جدید و تصمیمات نو آماده کنی و با ذهنی ساماندهی شده پا به جشن بزرگ هستی بگذاری.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *