نامه ها عاشق می شوند!

دل نوشته

نامه ها با واژه ها هستی می یابند و واژه ها بر تن نامه ها جاودانه و عزیز می شوند. آنقدر که حتی پس از گذشت سال ها بارها و بارها رد نگاهی مشتاق را بر خود احساس می کنند و همچنان می توانند قلبها را به تپش در آورند. آنچه چنین قدرتی به نامه ها می بخشد، عطر محبت و دلدادگی است. عطری که با هر بار باز شدن تای کاغذ مشام را نوازش می کند و در عمق جان، جاری می شود. چه عشق ها که با اکسیر محبت بر دل این کاغذهای اسرار آمیز جان گرفتند و چه انتظارها که با صدای زنگ خانه و آمدن پستچی پایان یافتند.
نامه ها آنقدر عطر عشق را در جای جای جهان پراکنده ساختند تا سرانجام خود نیز عاشق شدند، عاشق محبت. محبتی که در دل خود پروراندند، محبتی که منحصر به زمانی خاص نبود و نیست، و می تواند از دل صندوقچه های کوچک قدیمی، سد زمان را بشکند و احساسات را با همان طراوت در اکنون نیز جاری سازد….
امروز، هر چند نامه ها و پیام های الکترونیکی با رنگ و لعابی زیباتر، تقلا می کنند جهان را سرشار از مهر و دوستی نمایند، اما نامه هایی که بر پاره تن درختان جان می گرفتند و به یاری پیک و پستچی بار امانت را بر زمین می گذاشتند، به راستی لطف دیگری داشتند. لطفی که با صبر و انتظاری سخت، اما شیرین عجین بود.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دل نوشته
3
میهمان ناخوانده

درد، پر صداترین بی صدای هستی است. میهمانی ناخوانده که گاه تک و تنها قدم بر خانه تن می گذارد و گاهی با تمام اهل و عیال و فرزندان کوچک و بزرگش قدم رنجه می کند. تنها که می آید می شود با کمی خواب و شاید یک قرص، آرامش …

دل نوشته
روح من در دوردست راز

۱، ۲، ۳،……،۱۰ انگشت، ۲ بال و ۱۰ پر، همه ی آنچه برای پرواز، برای رقصیدن در آسمان بی کران گیتی و برای باز تاباندن انوار درونت داری. این بال ها چنان با تو هماهنگ اند که گویی تمام عمر مشق می کرده اید. با هم دختری شده اید با …

دل نوشته
3
به قافله سالار عشق و صبر و معرفت

سوگنامه کربلا پادزهر زمان است؛ در درازای تاریخ، شانه‌به‌شانه قرن ها، در لابه‌لای سطور کتاب‌ها و در نوای حزن‌انگیز تعزیه همواره بر یادها جاری می‌شود تا آزادگی و شرافت زنده بماند. روایت این حماسه سترگ، شخصیت بی‌مثالی می‌طلبید و خداوند تو را برگزید. تو که در برابر غم پهلوی شکسته …