رفیق بی کلک!

داستان اشیاء

آینه قاب عکسی است از لحظات، از هم اکنون ما، که در خاطرش کلکسیونی از چهره ها دارد. شیرین ترین عکس این کلکسیون، بی شک تصویر عروس و دامادی است که زیر چشمی در آن یکدیگر را می نگرند و قند در دلشان آب می شود. این آینه عزیزترین و به قولی، سوگلی آینه های بی شماری است که هر زنی دارد. علت این تعدد، علاقه بسیار جمعیت نسوان به این شیء است، به طوری که در هر کیف خود نمونه ای از آن دارند. آینه برایشان به مثابه دوستی است که مدام از او درباره آراستگی، سن و سال و زیبایی شان نظرخواهی می کنند.
اما جذاب ترین برخورد با آینه، متعلق به بچه هاست. وقتی برای نخستین دفعات، جلو آن قرار می گیرند و کودکی ناشناس را می بینند. با تعجب به او می نگرند. اندکی بعد به او لبخند می زنند و لبخند تحویل می گیرند. و اینگونه با خودشان دوست می شوند. دوستی ارزشمندی که عمر بسیار کوتاهی دارد و با رسیدن به رشد و آگاهی فراموش می شود.
مردها با وجودی که معمولا وابستگی خاصی به آینه ندارند، اما خوب بی نیاز از آن هم نیستند. چرا که هر کس فقط خود می داند دقیقا چگونه بودن را دوست دارد.

در میان اماکن، سالن های آرایش مهم ترین طرفدار آینه ها به شمار می روند. به عبارت بهتر، آن ها در تسخیر این اشیاء باریک بین هستند. و شاید از این رو بتوان آرایشگران را جزء با اعتماد به نفس ترین افراد دانست، چون همواره زیر نظر مشتری و البته بیشتر آینه ها هستند.
در باشگاه های ورزشی هم آینه، تمام دیوارها را به حضور خود مزین نموده است. بیشترین لذت از این حضور، نصیب ورزشکاران بازیگوشی می شود که بیش از ورزش، از ژست آن لذت می برند.
اما بیمارستان های مخصوص بیماران صعب العلاج خیلی دل خوشی از آینه ها ندارند. چرا که ساکنان این اماکن نمی خواهند با آن ها روبرو شوند ….

آینه در دوستی اش صادق است، اما در معاشرت با او مانند همه وجوه زندگی، تعادل را باید رعایت کرد. زیاد که در آینه بنگری، تو را نسبت به چهره ات حساس می کند و شاید حتی دچار وسوای پیری شوی. و یا اگر از وجود جواهری چون اعتماد به نفس بی بهره و کم بهره باشی، ممکن است با دیدن مکرر خود در او، تنها راه حل تمام مشکلات را در جراحی های زیبایی بپنداری. و این سرآغاز راهی بی پایان در سطحی شدن زندگی و از دست دادن گنج زمان است.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان اشیاء
ساکن دیوار

تو نشانه ای بر ارزشمند بودن هر آنچه هستی که دلت را بدست آورده، به عبارت بهتر، آن چیز به قدری برای صاحبت اهمیت داشته که او را در پناه وجود مهربان تو، میهمان دیده ها کرده است. چراکه از سویی مثل چشمانت از او محافظت می کنی تا به …

داستان اشیاء
کفچه هستم در خدمت شما!

سروکار من با دهان است و همین سبب می شود به آدم هایی که دهان خوشبویی دارند، علاقه خاصی داشته باشم. البته با وجود این، هنوز هم دوران گذشته برایم خوشایندتر است، چرا که من به بانوی خانه تنها در پخت و پز کمک می کردم و اگر هم پایم …

خاطره بازی
آبنبات شیرین خاطرات من

وقتی نوزادی شیرخواره بودم، مادرم مرا به صدای گرم گویندگان رادیو می سپرد و به سراغ کارهای تمام نشدنی خانه می رفت. بزرگتر که شدم و پا گرفتم، صبح ها صدای گرم و پرشور رادیو همنشین ما در کنار سفره بود و همراه مادر، ما را راهی دبستان می کرد. …