«هیچ‌کس احمق نیست مگر اینکه خودش این‌طوری فکر کند!»

پرسه در دنیای هنر هفتم

این جمله، شاه‌کلید زندگی یک معلول ذهنی به نام فارست گامپ بود. او این جمله را از مادرش به یادگار داشت. نگرشی که در این جمله ساده نهفته است، باعث شد تا فارست علی‌رغم تمسخر اکثر آدم‌های اطرافش از تلاش بازنایستد و در زندگی موفق باشد.

درواقع رفتار خانم گامپ با فرزندش عاری از ترحم رایج در برخورد با چنین افرادی بود و همین باعث شد تا فارست از شجاعت و اعتمادبه‌نفس لازم برای یک زندگی مستقل بهره‌مند شود. او با بچه‌های عادی به مدرسه رفت و از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.

او به سبب قدرت و توانایی فوق‌العاده‌اش در دویدن عضو تیم فوتبال دانشگاه شد و با آن به قهرمانی دست‌یافت.

بعدها همین توانایی به او کمک کرد تا از ارتش نیز مدال شجاعت در جنگ بگیرد. البته توانایی‌های ورزشی او فقط به دویدن ختم نمی‌شد چراکه او در تیم پینگ‌پونگ ارتش هم افتخارآفرین شد. فارست پس از خروج از ارتش به سبب پشتکار، صداقت و فطرت خوبش توانست به ثروت هنگفتی دست یابد. در این شرایط نیز او به پیروی از جمله‌ی دیگری از مادرش که می‌گفت: «هر آدمی تا یک حدی ثروت لازم دارد، بقیه‌اش دیگر برای فخرفروشی است»، سعی کرد تا به کارهای خیریه بپردازد.

اما به نظر می‌رسد رمز آرامش و موفقیت اصلی فارست تنها پشتکار نبود، بلکه باور و عمل به یکی دیگر از آموزه‌های مادرش با این مضمون بود که «آدم سرنوشت خودش را انتخاب نمی‌کند، آدم باید از چیزی که خدا به او داده درست استفاده بکند.»

فارست با تمام وجود، خودش را پذیرفته بود و به‌جای گله و شکایت و دست روی دست گذاشتن سعی داشت تا این خود را به بهترین شکل ممکن بسازد.

درواقع این داستان به شکلی تأثیرگذار سعی دارد به ما یادآوری می‌کند که اگر خودمان باشیم و هر آنچه می‌دانیم را درست به کار بگیریم و البته صداقت را فراموش نکنیم، قطعاً موفق از آن ماست.

فارست گامپ و داستان جذاب و بی‌نظیرش به قلم وینستون گرومپ خلق شد و در سال ۱۹۹۴ به کارگردانی رابرت زیمکس و با بازی خیره‌کننده تام هنکس بر پرده سینما نشست.

این فیلم در لیست ۲۵۰ تایی برترین فیلم‌های تاریخ سینما در سایت IMDB در رتبه ۱۳ قرار دارد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسه در دنیای هنر هفتم
یک عاشقانه آرام از فرزاد مؤتمن!

یک مرد و یک زن، یک‌خانه با دو اتاق و چند خیابان و کوچه، تمام آن چیزی است که فرزاد مؤتمن در ساخت شاهکار شناسنامه‌ی کاریش در اختیار داشته است. “هیچ‌کس به من اعتماد نمی‌کرد، فیلم قبلیم اکران نشده بود و فیلم‌نامه‌ای هم که دستم بود، رگه‌هایی از فیلم مرسدس …