مثل خواننده کتاب نخوانید!

معاشرت با کتاب ها

استعاره، تشبیه و هر آنچه متون را زیباتر می کرد دوست داشتم، اما زمانی که داستان می خواندم، به قدری محو قصه می شدم که بخشی و گاهی همه ی زیبایی های قلم نویسنده از چشمم دور می ماند. می خواستم زودتر از ماجرا سر در بیاورم. در واقع از مسیر لذت نمی بردم و تنها مقصد برایم مهم بود.

وقتی تصمیم گرفتم آثار بالزاک را بخوانم، از او جز آنکه نویسنده بزرگ فرانسوی است و البته نام تعدادی از کتاب هایش چیز دیگری نمی دانستم. اولین کتابی که از او یافتم باباگوریو بود. با ذوق و شوق فراوان شروع به خواندن کردم، اما بالزاک در همان صفحات ابتدایی مرا غافلگیر کرد. خدای من! او هر چیز کوچکی را در یک صفحه تمام توصیف می کرد، با ریزترین جزییات. آنقدر که به گمانم پانزده صفحه اول کتاب تنها به شرح فضای داستان می پرداخت و ماجرا هنوز در صف انتظار بود. این روند در تمام کتاب جریان داشت. بدین ترتیب بالزاک مرا کلافه کرد تا باباگوریو تمام شد. تا جایی که در میانه کتاب ذهنم این سوال را مطرح کرد که چرا بالزاک معروف است؟ و شک به او را در وجودم کاشت. مدتی بعد در جلسه اول کلاس قدرت نویسندگی و هوش کلامی،استاد برایمان از اهمیت جزییات و نقش آن در برجسته ساختن یک نویسنده از سایرین گفت و مثال هایی زد. در لابه لای همان مثال ها بود که به قدرت بالزاک پی بردم. دوباره به سراغ باباگوریو رفتم، آن را خواندم اما با نگاهی دیگر و این بار از آن لذت بردم!

اکنون دریافته ام اگر می خواهم به تمام زیبایی ها و ظرایف یک کتاب پی ببرم،تنها به یک بعد اثر توجه نکنم، قصه و سبک نگارش را با هم دنبال کنم و در یک کلام مانند یک نویسنده بخوانم، نه مثل یک خواننده.

بدون دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معاشرت با کتاب ها
یک روش ساده، اما کاربردی برای مهار حس نگرانی

روزی دریافتم چه راحت با نگرانی های ریز و درشتی که در سبد ذهنم می ریزم، وجودم را دستخوش تنش های بی مورد می کنم. از این وضعیت بسیار خسته بودم؛ بنابراین سعی کردم با مطالعه و به کارگیری روش های پیشنهادی موجود در کتاب ها و برنامه های مختلفی …

معاشرت با کتاب ها
خسیس را از دست ندهید!

سرمای حرص و آز، آرام و قرار از وجودش گرفته است. شانه‌هایش را در پتویی می‌پیچد، بی‌فایده است. پتویی دیگر و دیگر و باز هم سودی ندارد. تب و لرز، وجودش را تسخیر کرده است. اسکناس روی اسکناس می‌گذارد، ولی افاقه نمی‌کند. هرروز بیشتر در خودش جمع می‌شود، مبادا مجبور …