داستانک

زندگی در اطراف سایه خود

چند روزی می شد این هراس و بی قراری که پیش از این گاهی به سراغش می آمد، مهمان شبانه روزی اش شده بود. بالاخره تصمیم خود را گرفت. به شتاب لا به لای لباس هایش را گشت. به سراغ تختش رفت. زیر تشک سمت دیوار، آنجا که گاهی کاغذهایش …